محمدصادق نجمى

133

حمزة سيد الشهدا ( ع ) ( فارسى )

وامّا از وحشى بشنويم : بر أساس نقل مورّخان ، وحشى خود گفته است كه : در اثر اين تشويق‌ها ، به همراه مشركان وارد منطقهء أحد گرديدم ومترصد بودم تا به آزادى خويش وبه جوايز هند نايل گردم . أو كه در « حربه » « 1 » اندازى فن‌آور بود ودر أصابت هدف كمتر خطا مىكرد ، مىگويد : در أوج درگيرى جنگ ، براي دست‌رسى به حمزه وارد ميدان شدم ودر پى فرصت مناسب لحظه شمارى مىكردم ودر پشت هر درخت وقطعه سنگى مخفى مىشدم تا بلكه حمزه در تير رس من قرار گيرد ؛ « . . . اسْتَتِرُ مِنْهُ بِشَجَرة أَوْ بِحَجر لِيْدنُو مِنّي . . . » . در اين هنگام حمزه در ميدان ظاهر گرديد كه با هر كس روبه‌رو مىشد يا أو را فرارى مىداد ويا با ضربتي از كار مىانداخت . حمزه در ميدان با دو علامت شناخته مىشد ؛ يكى آنكه با دو دست وبا دو شمشير مىجنگيد وديگر اينكه پَرِ شتر مرغى به كلاه خودش نصب مىكرد . وحشى مىگويد : در اين ميان « سباع بن عبدالعزّى » از سران سپاه شرك به مصاف حمزه درآمد وحمزه فرياد مىزد : « هَلُمَّ إِلىَّ ، يا ابنَ مُقَطَّعَهِ البُظور » ، « اى پسر زن پست ، به سوى من آي » ، آنگاه به وى حمله نمود . در اين درگيرى وجنگ وگريز بود كه به كمين‌گاه من نزديك شد . أو كه مانند شير ژيان به

--> ( 1 ) حربه به فارسي زوبان وآن نيزهء كوتاهى است كه با آن دشمن را از چندقدمى نشانه مىروند .